حسن سيد اشرفى

648

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

داده شود ( مجاز مشهور ) يا توقّف شود ( معنا ) بنا بر خلاف در مجاز مشهور ، چگونه ( چگونه ترجيح داده شود يا توقّف شود ) ؟ و حال آنكه هرآينه زياد است استعمال عامّ در خاصّ تا آنكه گفته شده است : « عامّى نيست مگر و هرآينه تخصيص خورده است » . و خللى وارد نشده است به سبب اين ( كثير بودن استعمال عامّ در خاصّ ) ظهورش ( عامّ ) در عموم ، بلكه حمل مىشود ( عامّ ) بر اين ( عموم ) تا وقتى كه اقامه نشود قرينهء مخصوص بر اراده كردن خصوص ( خاصّ ) . نكات دستورى و توضيح واژگان فيما يتعلّق بصيغة الامر : ضمير فاعلى در « يتعلّق » به ماء موصوله در « فيما » به معناى مطالب برمىگردد . و فيه مباحث الاوّل انّه الخ : ضمير در « فيه » به فصل ثانى برگشته و در « انّه » به معناى شأن بوده و مقصود از « الاوّل » مبحث اوّل مىباشد . قد استعملت فيها : ضمير نايب فاعلى در « استعملت » به صيغه و در « فيها » به « معان » معانى برمىگردد . و قد عدّ منها التّرجّى و التّمنّى الخ : ضمير در « منها » به معانى برگشته و كلمهء « عدّ » فعل مجهول بوده و كلمهء « التّرجّى » نايب فاعل بوده و ساير كلمات معطوف به آن مىباشند . الى غير ذلك : مشاراليه « ذلك » معانى ذكر شده مىباشد . و هذا كما ترى : مشاراليه « هذا » بودن معانى ذكر شده از معانى صيغهء امر بوده و « كما ترى » نيز به معناى آن است كه چنين مطلبى ، صحيح نيست . ما استعملت فى واحد منها : كلمهء « ما » نافيه بوده و ضمير نايب فاعلى در « استعملت » به صيغه و در « منها » به معانى ذكر شده برمىگردد . بل لم تستعمل : ضمير نايب فاعلى در « لم تستعمل » به صيغه برمىگردد . انّ الدّاعى الى ذلك : كلمهء « الدّاعى » به معناى انگيزه بوده و مشاراليه « ذلك » انشاء طلب